209عطيه بيان كردهاند كه وى در نام كلبى (به عنوان يكى از مشايخ حديث) تدليس انجام داده است.
3. گفته جوزجانى كه عطيه را متمايل به تشيع دانسته است.
4. روايتى را كه جوزجانى درباره عطيه نقل كرده است كه پيشتر به آن پرداختيم.
به ظاهر، ابن عدى به هيچ يك از اين موارد سهگانه اخير، قانع نشده است و سخن يحيى بن مَعين را در روايت ابنابومريم درباره عطيه، پسنديده است كه مىگويد: «عطيه، ضعيف است با اين تفاوت كه حديث وى نوشته مىشود». بدين ترتيب از گفته ابنمَعين پيروى كرده است؛ بلكه عين عبارت ابن معين را نقل كرده و بيان شرح حال عطيه را با سخن ابن مَعين، كه مىگويد: «با وجود ضعف عطيه، حديث وى نوشته مىشود»، به پايان برده است. اگر بگوييم كه ابن عدى با اين موارد سه گانه، قانع نشده است، صحيح است؛ زيرا تضمينى كه احمد و ثَورى و هشيم درباره عطيه بيان داشتهاند، به سرگذشت تدليس نادرست، باز مىگردد؛ زيرا اين ماجرا را فقط محمد بن سائب كلبى نقل كرده است، در حالىكه ضعف وى معروف است. از سخن جوزجانى كه مىگويد: «عطيه (مايل به تشيع) است». نيز فراغت يافتيم. بر اين اساس، اين روايت، ايرادى بر عطيه نيست و تضعيف وى به سبب اين حديث، نوعى سختگيرى بىجا و مردود است و تنها مستمسك ابنعدى، استناد به سخن يحيى بن مَعين است كه از او پيروى نموده و به عبارتى روشنتر، از وى تقليد كرده است.
با پى بردن به اين مسئله، دانسته مىشود روايت ابن ابومريم كه ابن عدى