157العيد در «شرح الإلمام»، «نصب الرايه» 1 و «فتح المغيث» 2 گفته است:
آنها كه درباره روح بن صلاح مىگويند كه روايات منكر نقل مىكند، به مجرّد نقل اين قبيل روايات، نمىتوان روايت او را رها كرد تا زمانىكه روايات منكر، در احاديث وى فزونى يابد و به جايى برسد كه در حق او «منكر الحديث» گفته شود؛ زيرا عبارت «منكر الحديث» درباره وى، وصفى است كه به سبب آن سزاوار است روايت او رها گردد.
2. جمله «روايت منكر نقل مىكند» يا «از او روايت منكر نقل كردم» را كه در حق روح بن صلاح گفتهاند نيز، به ايراد و خدشه در راوى ارتباط ندارد؛ چون گاهى آن رواياتِ منكر از ناحيه اساتيد وى يا از ناحيه راويانى كه از او نقل حديث نمودهاند، بيان شده است و او تنها مسؤوليت رواياتى را كه خود نقل كرده است، به عهده دارد.
حاكم در «السؤالات» 3 مىگويد:
در مورد سليمان بن بنت شرحبيل، از دارقطنى پرسيدم، گفت: مورد اعتماد است. گفتم: آيا روايات منكر، روايت نمىكند؟ گفت: از افراد ضعيفى آنها را نقل مىكند.
بنابراين، هركسىكه روايات منكر (مخالف مشهور) نقل كند، نزد اهل فن، ضعيف نيست.
هنگامىكه ابن عدى در «الكامل» 4، به بيان شرح حال روح بن صلاح