156دارقطنى در كتاب «المؤتلف والمختلف» 1 مىگويد: «روح بن صلاح بن سيابه، از ابن لهيعه و ثَورى و ديگران نقل روايت كرده است. وى در نقل حديث، فردى ضعيف بوده و در مصر اقامت داشته است». نظير اين سخن را ابن ماكولا در «الإكمال» 2 و ابن عدى در «الكامل» 3 آورده است. اينگونه ايراد و خدشه، در پردهاى از ابهام قرار دارد و بدون شرح است؛ چنانكه در جاى خود ثابت شده است، اين ايراد و خدشه در مقابلِ شهادت به عدالت وى - كه پيشتر بيان شد - مردود است.
نمونه آن، سخن حافظ در مقدمه «فتح البارى» 4 در بيان شرح حال محمدبن بشار بن بندار است كه عمرو بن على فلاس، وى را ضعيف دانسته است؛ اما سبب آن را بيان نكرده است.
البانى 5 مدعى شده است كه ايراد و خدشه بر روح بن صلاح، با سخن ابن يونس كه گفته است: «از او احاديث منكرى روايت كردهام» و سخن ابن عدى در «الكامل» كه اظهار داشته: «برخى رواياتش منكر است»، توضيح داده شده است.
سخن البانى به دو دليل اشكال دارد:
1. عبارت ابن يونس و ابن عدى، دلالت بر جرح فرد ندارد. ابن دقيق