154از دنيا رفت، رسول خدا(ص) به منزل او وارد شد و بالاى سر آن بانو نشست و فرمود: «مادر! خداوند تو را مشمول رحمت خويش گرداند. تو پس از مادرم در حق من مادرى كردى. خود گرسنه بودى و مرا سير مىكردى، لباس مناسب نداشتى، ولى مرا لباس مناسب مىپوشاندى. خويشتن را از خوردن غذايى لذيذ محروم مىساختى و آن غذا را به من مىخوراندى و با انجام دادن اين كارها در پى كسب رضاى خدا و ثواب آخرت بودى».
سپس دستور داد وى را سه غسل بدهند و آنگاه كه نوبت آب كافور رسيد، رسول خدا(ص) آن را با دست مبارك خود بر بدن وى ريخت و پس از آن پيراهن خود را خارج ساخت و بر بدن او پوشاند و روى آن پيراهن، با بُرد يمانى وى را كفن نمود. سپس اسامة بن زيد و ابوايوب انصارى و عمر بن خطاب و غلامى سياه پوست را طلبيد تا قبر او را حفر نمايند، آنان نيز اين كار را كردند و زمانىكه به لَحَد رسيدند، رسول اكرم(ص) با دست مبارك خويش آن را حفر نمود و با دستش خاك آن را خارج كرد. هنگامىكه از اين كار فراغت يافت، داخل لَحَد شد و در آن خوابيد و سپس فرمود:
الله الّذي يُحيي و يُميت و هوَ حَيّ لا يَموتُ. إغفِر لاُمّي فاطمةَ بنتَ أسدٍ و لَقّنْها حُجّتها، وَ وَسِّعْ عَليها مَدخَلَها بِحَقّ نبيّكَ والأنبياءِ الَّذينَ مِنْ قَبلي فإنّك أرْحمُ الرّاحمين... .
و با چهار تكبير بر پيكر او نماز گزارد و با كمك عباس و ابوبكر، بدن وى را داخل لَحَد قرار داد. 1