75مىيابد. سپس همراه سيل جمعيت در عرفات، مشعر و منا وقوف مىكند و با زدودن موى سر كه مىتواند با فرم آرايش خاص خود نوعى زينت و امتياز باشد، آخرين نشانه تمايز را هم در منا دفن مىكند تا با ديگران يكسان، يكرنگ و يكسر باشد.
همچنين مسافران قبله مشاهده مىكنند، شركتكنندگان در همايش، اعم از مقيم و مهاجر، نهتنها در انجام دادن مناسك برابرند، بلكه در خواب، خوراك و اسكان نيز برابرند؛ زيرا اسلام در كنگره حج اجازهاى غير از يكسانى و برابرى را نمىدهد؛ چنانكه «پس از واقعه فيل و ابرهه، قريش با احساس غرور و عظمت خود را متوليان خانه خدا مىخواندند و مىگفتند: احدى از عرب به منزلت ما نمىرسد و با اينكه مىدانستند عرفه از مشاعر عظام است و از زمان حضرت ابراهيم عليه السلام يكى از مواقف بوده است، وقوف به عرفه را ترك مىكردند. همچنين معتقد بودند كسى كه از خارج حرم براى حج يا عمره مىآيد، نبايد از غذايى بخورد كه از خارج حرم آورده است و بايد در لباس «حُمس» 1 طواف كند و اگر نتوانست لباس آنها را تهيه كند بايد برهنه طواف كند». 2