18فرزندان آدم است و فراگيرترين كلمه به كار برده شده در فرهنگ قرآن است. از آنرو كه دين براى سعادت و رستگارى آدميان است و از اين نظر كه بين انسانها تفاوتى نيست، مخاطب قرآن همه انسانهايند و مشخصههاى انسانى، آن را محدود نمىسازد. 1
اينگونه آيات و روايات، دلالتى روشن بر «بعد اجتماعى حج» دارند. اگر حج، فريضهاى فردى بود، لازم نبود اين همه روى كلمه «النّاس» تكيه شود.
بهويژه خداوند در آيه اول، خطاب به حضرت ابراهيم عليه السلام مىفرمايد:
(وَ أَذِّنْ فِي النّٰاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجٰالاً وَ عَلىٰ كُلِّ ضٰامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ) (حج: 27)
و مردم را به حج دعوت كن تا پياده و سواره بر مركبهاى لاغر (چابك و ورزيده) از هر راه دورى بهسوى تو بيايند.
در اين آيه، گروه پياده، يعنى توده مردم؛ گروهى كه براى رفتن به خانه خدا وسيلهاى ندارند و با پاى پياده رهسپار ديار عشق و ايمان مىشوند. خداوند اينها را مقدم بر گروه سواره، يعنى گروه توانگر جامعه ذكر كرده است. البته هر دو گروه بايد در زمان و مكان معينى گرد هم آيند تا فريضه الهى حج را بهطور جمعى انجام دهند.