266گوناگون و متعارض مىفرمايد:
... در صورتى كه خدايشان يكى پيامبرشان يكى و كتابشان يكى است. آيا خداى سبحان آنها را به اختلاف امر فرمود كه اطاعت كردند؟ يا آنها را از اختلاف پرهيز داد و معصيت خدا نمودند؟ آيا خداى سبحان دين ناقصى فرستاد و در تكميل آن از آنها استمداد كرده است؟ آيا آنها شركاى خدايند كه هرچه مىخواهند در احكام دين بگويند و خدا رضايت دهد؟ آيا خداى سبحان دين كاملى فرستاد، پس پيامبر(ص) در ابلاغ آن كوتاهى ورزيد؟ درحالىكه خداى سبحان مىفرمايد: «ما در قرآن چيزى را فروگذار نكرديم». 1
امام(ع)در خطبه ديگرى از لغزش دستههاى گوناگون ابراز شگفتى مىكند و مىفرمايد:
نه گام بر جاى گام پيامبر(ص) مىنهند و نه از رفتار جانشين او پيروى مىكنند... به شبهات عمل مىكنند و در گرداب شهوات غوطهورند. نيكى در نظرشان همان است كه مىپندارند و زشتىها همان است كه آنها منكرند. در حلّ مشكلات به خود پناه مىبرند و در مبهمات تنها به رأى خود تكيه مىكنند. گويا هر كدام امام و رهبر خويش مىباشند كه به دستگيرههاى مطمئن و اسباب محكمى كه خود باور دارند، چنگ مىزنند. 2
عمر و خليفه سوم براى خود اين حق را قائل بودند كه در برخى از كارها به تشريع ويژه بپردازند و سنت را كنار بگذارند. براى نمونه، عثمان برخلاف سنت پيامبر و حتى خلفاى پيش از خود، نمازش را در منا تمام خواند. مسلمانان به تدريج رفتار خلفا را سنت شرعى تخلفناپذير شمردند و از آنان پيروى كردند. خود عمر هنگام مرگش گفت: معيننكردن جانشين، سنت [پيامبر] است و معين كردن جانشين هم سنت