267[ابوبكر]. 1 بنابراين، عمل ابوبكر نيز از ديد او «سنت» شمرده مىشده است.
ب) يكى از نمونههاى روشن برخورد امامبا اين بدعتها، جلوگيرى او از نماز «تراويح» بود. عمر اين نماز را «بدعت خوب» مىخواند. هنگامى كه امامدر «كوفه» بود، كسانى نزد آن حضرت آمدند و از او خواستند كه براى نماز تراويح آنان در ماه رمضان امامى معين كند. حضرت آنان را از اين كار نهى فرمود. اما شبهنگام فرياد «
وارمضاناه » يا «
وا عمرا » بلند شد. «حارث اعور» نزد امامآمد و گفت: «مردم به ضجه افتاده و از سخن شما خشمگين شدهاند». امامفرمود: «رهاشان كن تا هر كارى مىخواهند بكنند و هركس را كه مىخواهند به امامت جماعت برگزينند». 2
اين نقل نشاندهنده اين است كه امامبا چه قومى سر و كار داشته و آنان تا چه اندازه از او پيروى مىكردهاند.
ج) امامدر اذان خود نيز جمله «
حي على خير العمل » را مىگنجاند. درحالىكه اين جمله را عمر حذف كرد 3 و اذان ناقصى ميان اهلسنت بر جاى ماند. «ابنرشد اندلسى» خبر اذان على(ع) را با جمله «
حي على خير العمل » آورده و برخى از فقهاى اهلسنت آوردن آن را در اذان اجازه دادهاند. 4
د) يكى از انحرافات مهمى كه انحرافهاى ديگرى به دنبال آورد، جلوگيرى از نقل و كتابت حديث بود. «رشيد رضا» گفته است: «اين كار كه به دليل بىاعتنايى به سنت