204ز) از ميان نرفتن رسوم قبيلهاى و عصبيتهاى جاهلى؛ برخى از مورّخان بر اين نكته تأكيد مىكنند كه مردم بهرغم فرمودههاى حضرت رسول(ص)، منتظر بودند كه كسى بر پايه سنت قبيلهاى براى خلافت برگزيده شود. البته براى هر يك از اين عوامل، شواهد تاريخى و دلايل كافى وجود دارد. داستان حضرت موسى و هارون(عليهما السلام) در قرآن، همانند اين قصه تاريخى است؛ زيرا پيامبرى موسى(ع) نزد بنىاسرائيل ثابت شده بود. عصاى او و يد بيضايش را ديده بودند و ساحران در برابر چشمان آنان ايمان آوردند. همچنين ديدند كه عصاى موسى نيل را شكافت و خود از آن گذشتند و فرعون و يارانش غرق شدند و...، اما هنگامى كه موسى(ع) هارون را در جاى خود نشاند و به فرمان خدا به كوه طور رفت، دوباره بتپرست شدند و جانشينى هارون را نپذيرفتند و به نصايح او گوش فرا ندادند و به پرستش گوسالهاى پرداختند كه سامرى آن را با طلا و زيورآلات خودشان ساخته بود. اين داستان هنگامى روى داد كه پيامبرشان نمرده، بلكه فقط تأخير كرده بود. 1
رسول خدا(ص) نيز به حضرت على(ع) فرمودند: «تو نسبت به من، همچون هارون نسبت به موسايى». اين همانندى در ويژگىهاى فراوانى وجود دارد كه يكى از آنها پيروىنكردن مردم از اوست.