194هوش رفت. 1
ابوبكر در همين روز از مدينه خارج شد و به جاى اينكه به سپاه اسامه بپيوندد، نزد همسرش به «سنح» 2 رفت و آنجا ماند تا قاصد خبر رحلت پيامبر را به او رساند 3، آنگاه به مدينه بازگشت.
عمر بن خطاب نيز روز پنجشنبه پيش از رحلت پيامبر(ص) در مدينه بود و مانع نوشتن وصيت پيامبر(ص) شد و روز رحلت پيامبر نيز همچنان در مدينه ماند. 4
«عبدالفتاح عبدالمقصود»، محقق معاصر اهلسنت پرسش مهمى در اينباره مطرح كرده است كه هر حقطلبى براى آن پاسخى بايد بيابد:
مگر نه اين است كه افرادى مانند ابوبكر و عمر بنخطاب و ديگر صحابه و مردان برگزيده جزو اين سپاهند؟ اگر پيامبر(ص) مىداند كه حادثهاى روى مىدهد و مسلمانان را مبتلا مىسازد، دور كردن اين مردان از مدينه براى چيست؟ 5
بىگمان، برخى از آنان با ديدن وضع بيمارى پيامبر(ص) و نزديك شدن رحلت ايشان، از برپايى نظام «قرآن وعترت» و تحقق جانشينى على بن ابىطالب(ع) نگران شدند و از اينرو، فرمان و تأكيد پيامبر(ص) را درباره حركت شتابناك سپاه اسامه، با مصلحت خويش ناسازگار دانستند. بنابر نقل واقدى، از روزى كه پيامبر(ص) به سپاه اسامه فرمان حركت داد تا رحلت او دو هفته گذشت و آنان همچنان از اين فرمان سر مىپيچيدند 6و تا پس از رحلت پيامبر(ص) و اجراى برنامههاى خويش در تثبيت خلافت ابوبكر از حركت اين سپاه جلوگيرى كردند.