190
3. آيا بيعت يا به رسميت شناختن خلافت خليفه اول و دوم توسط حضرت على(ع) دليل بر حقانيت خلافت آن دو است؟
ابوبكر پس از خوددارى حضرت على(ع) از بيعت، عمر را نزد آن حضرت فرستاد و به وى گفت: «او را با خشونت تمام نزد من بياور». عمر نزد امامعلى(ع) رفت و سخنانى ميانشان درگذشت و وقايعى روى داد. امامبه او فرمود: «بدوش شيرى را كه بخشى از آن سهم توست! به خدا سوگند، اين شوق وافر تو به امارت او، براى آن است كه تو را پس از خود به خلافت برگزيند». 1
عثمان هنگام جنگ با مرتدان، نزد امامعلى(ع) رفت و گفت: «تا وقتى تو بيعت نكنى، كسى به جنگ اين افراد نخواهد رفت و امامباز هم از بيعت خوددارى كرد». 2 بر پايه برخى از نقلها، امامتا پيش از رحلت فاطمه زهرا(عليها السلام) با ابوبكر بيعت نكرد. 3
بنابراين، انگيزه امامبراى بيعتكردن با خليفه اول، صلاحيت او براى خلافت نبود؛ زيرا اگر امام، ابوبكر را شايسته خلافت ميدانست، در آغاز خلافتش با وى مخالفت نمىكرد.
رفتار و گفتار امامنشان ميدهد كه ايشان پس از درگذشت پيامبر(ص) هرگز كسى را شايستهتر از خود براى خلافت نميدانستند و در اينباره ميفرمودند:
... و آگاه باشيد به خدا سوگند كه فلانى [ابن ابيقحافه] جامه خلافت را بر تن