168
الف) نجات يافتن حضرت موسى(ع) از دست فرعون
خداوند متعال مىفرمايد:
(قالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمانَهُ أَ تَقْتُلُونَ رَجُلاً أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللهُ...) (غافر: 28)
مرد باايمانى از كسان فرعون كه ايمان خود را نهان مىداشت، گفت: آيا مىكشند مردى را كه مىگويد پروردگار من خداست؟
خداوند در اين آيه كتمان عقيده (تقيه) را كار خوبى دانسته است؛ زيرا با اين كار جان رهبر انقلابى بزرگ حفظ مىشود و اگر مؤمن آلفرعون تقيه نمىكرد، حضرت موسى آسيب مىديد. او ايمان خودش را مكتوم داشت و هنگامى كه جان حضرت موسى با خشم شديد فرعون به خطر افتاد، پا پيش نهاد و با سخنان مؤثرش آن حضرت را نجات داد.
ب) سرگذشت حضرت ابراهيم(ع)
خداوند سبحان مىفرمايد: ( فَقٰالَ إِنِّي سَقِيمٌ * فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ )؛ «گفت كه من بيمارم و [نمروديان] از او روى برتافتند». (صافات: 89 و90)
حضرت ابراهيم(ع) انگيزه خود را براى شكستن بتها مكتوم داشت و هنگامى كه از او خواستند در مجلس جشن شركت كند، چنين گفت: «من بيمارم». مقصود او كسالت روحى بود و با اين كار زمينه شكستن بتها و آزادى مردم بابل را از چنگال جباران فراهم ساخت.
با درنگ درباره پاسخ حضرت ابراهيم، مىتوان دانست كه آن حضرت و فرستادگان الهى براى رسيدن به هدفهايشان از تقيه بهره مىبردهاند.
ج) آمدن رسولان حضرت مسيح(ع) بهسوى مردم انطاكيه
خداوند متعال مىفرمايد:
إِذْ أَرْسَلْنٰا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمٰا فَعَزَّزْنٰا بِثٰالِثٍ (يس: 14)