169هنگامى كه [به سوى مردم انطاكيه] دو تن را فرستاديم، پس آن دو را تكذيب كردند و آنگاه آنان را با رسول سومى نيرو بخشيديم.
دو تن از فرستادگان مسيح پس از مبارزه با بتپرستى در «انطاكيه» 1 كارى از پيش نبردند و به زندان افتادند. اما نفر سومى كه با آنها بود، به كمكشان شتافت و روش مبارزه را تغيير داد. او، عقيده باطنىاش را مكتوم داشت تا بتواند به دستگاه حاكم نفوذ كند. سپس در هنگام مناسبى هم ياران را از زندان نجات داد و هم انقلابى فكرى-اجتماعى در شهر به راه انداخت كه قرآن از آن با عززنا بثالث ياد كرد؛ يعنى با نفر سوم آن دو را يارى كرديم و عزت و قوتشان بخشيديم. 2
اگر نفر سوم نيز به جاى تقيه از همان روش دوستانش استفاده مىكرد، مانند آنها شكست مىخورد و نمىتوانست به هدفش برسد.
برخى از كارها در زندگى پيامبر اسلام(ص) كه دوست و دشمن در شهامت و شجاعت و تدبيرش شك ندارند، در كمال پنهانكارى سامان مىيافت. براى نمونه، او سه سال مردم را مخفيانه دعوت كرده همچنين هجرت آن حضرت در كمال استتار صورت گرفت؛ يعنى پيامبر در كمال پنهانكارى از حلقه محاصره دشمن گذشت و بدون اينكه متوجه او شوند، از مكه بيرون رفت. او شبها در راه مدينه پيادهروى