81آمد در حالى كه از خدا و رسول خدا[(ص)] راضى هستيد و خدا و رسولخدا[(ص)] نيز از شما راضى هستند.
در زمان رسول خدا(ص) مسلمانان تابع گفتار و رفتار او بودند، تفسير قرآن را از او مىشنيدند و سنّت رسول خدا را در خود وى مشاهده مىكردند و افرادى هم كه منافق بودند، در دل جامعه منتشر و مخفى بودند.
اما پس از رسول خدا(ص)، ابوبكر و عمر بازگويى و نوشتن احاديث رسولخدا(ص) را منع 1 و سنّتهايى را از خود ابداع كردند.
در زمان معاويه روايتهايى دروغين عليه اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) و به نفع دشمنان آنها وضع شد و آنگاه كه عمر بن عبدالعزيز فرمان داد احاديث رسولخدا(ص) را بنويسند، نزديك به يك قرن از رحلت پيامبر گذشته بود. در اين فاصله عدهاى كه در همه امور دين به سراغ اهلبيت(عليهم السلام) مىرفتند و سنّت رسولخدا(ص) را از آنها مىآموختند و بدان عمل مىكردند، به «شيعه» مشهور شدند. عدهاى ديگر نيز كه پايبند سنت ابوبكر و عمر بودند، گرفتار خلأ احاديث و سنت پيامبر(ص) شدند و زمانى هم كه اين ممنوعيت برداشته شد، هيچ منبع موثقى برايشان وجود نداشت. ازاينرو، شخصيتهاى علمى مكتب خلفا همچون بخارى، مسلم، احمد بن حنبل و... جمعآورى احاديث را شروع كردند، اما تشخيص احاديث ضعيف از صحيح، راست از دروغ و حقيقى از ساختگى به آسانى ميسر نبود. آنان بر اساس ضوابط خود به گزينش حديث پرداختند. از آن پس كسانى كه اين روش را پيش گرفتند و از آن پيروى كردند به اهلسنّت معروف شدند.
اما موضوع ارتداد مسلمانان پس از رسول خدا(ص) در جواب پرسش 120 و پرسش 92 آمده است.