59آنگاه كه وفات رسول خدا[(ص)] نزديك بود و عدهاى در منزل رسولخدا[(ص)] بودند كه عمر نيز در ميان آنها بود، رسول خدا[(ص)] فرمود: براى من نوشتافزار بياوريد كه چيزى برايتان بنويسم كه پس از آن گمراه نشويد [عدهاى خواستند براى رسولخدا[(ص)] وسيله نوشتافزار بياورند اما] عمر [و دار و دستهاش مانع شدند. و] گفت: شدت درد بر رسول خدا[(ص)] غلبه كرده است، هذيان مىگويد. عدهاى هم در برابر سخنان عمر گفتند: در شأن رسولخدا نيست كه هذيان بگويد. وقتى رسول خدا اين گفتار قبيح عمر را شنيد، فرمود: بيرون برويد و مرا به حال خودم بگذاريد....
اين روايت بر چند مطلب دلالت دارد:
اول آنكه اين روايت در منابع متعدد و معتبر اهل سنّت، از آن جمله در صحيحين نقل شده است. 1 اگر اين روايت دروغ است، چرا اهل سنّت چنين مطلب دروغ را نوشتهاند؟ و اگر راست است، عمر به رسول خدا(ص)، نسبت هذيان داده و خلاف آيه قرآن سخن گفته است؛ زيرا خداوند مىفرمايد: وَ مٰا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوىٰ ؛ «و هرگز از روى هواى نفس سخن نمىگويد». (نجم: 3)
عمر با دستور رسول خدا(ص) مخالفت كرد، در حالى كه خداوند مىفرمايد:
يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاٰ تَوَلَّوْا عَنْهُ وَ أَنْتُمْ تَسْمَعُونَ (انفال:20)
اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا و پيامبرش را اطاعت كنيد و از فرمان او سرپيچى ننمايد در حالى كه (سخنان او را) مىشنويد.