318اگر لزومى ندارد عدهاى باشند كه دين را به مردم بيان كنند، پس به وجود ابوحنيفهها، شافعىها، احمد بن حنبلها و... نيازى نيست. بنابراين نياز است افرادى باشند تا سخن پيامبر را به مردم برسانند. با اين تفاوت كه شما از افراد متفرقه پيروى مىكنيد اما شيعه از امامان(عليهم السلام) پيروى مىكند. شما مىگوييد ابوحنيفه و... چنين گفتهاند و شيعه مىگويد فرزندان پيامبر(ص) كه علم رسول خدا(ص) را به ارث بردهاند چنين مىگويند.
عجيب است كه شما نظر احمد بن حنبل و ابنتيميه و... را معتبر مىشماريد و خود را پايبند فقه فقهاى خود مىدانيد، اما همين روش را به پيروان اهلبيت رسول خدا(ص) ايراد مىگيريد؟
ثالثاً: ديدن امام با چشم ظاهر، مورد بحث شيعه نيست كه شما براى چندمين بار اين مطلب را تكرار مىكنيد، همانطور كه ديدن فيزيكى رسول خدا(ص) شرط ايمان نبود. مگر حنبليان براى بهدست آوردن نظرهاى احمد حنبل حتماً بايد او را ببينند؟ مگر تمام سنّىها رسول خدا(ص) را ديدهاند؟ اين چه مغلطه زشتى است كه حق را زير چتر اين مغلطهها پنهان مىكنيد؟
شيعه و اهل سنت به متواتر نقل كردهاند كه رسول خدا(ص) علم تفسير، تأويل و تمام علم خود را به على(ع) ياد داده و على(ع) بهترتيب به امامان پس از خود ياد داده است، در نتيجه پس از رسول خدا(ص) براى فهم دين بايد به امامان(عليهم السلام) مراجعه كرد و آنها هم كه دسترسى به امامان(عليهم السلام) ندارند به واسطه افراد عادل و مورد اعتماد، فرمايشهاى اهلبيت(عليهم السلام) را بهدست مىآورند.
اما اينكه گفتيد: «مردم به امام احتياجى ندارند» پس معناى اين روايت چيست كه اهل سنت نوشتهاند:
رسول خدا(ص) مىفرمايد: «
مَنْ ماتَ بِغَيرِ امامٍ ماتَ مِيتةً جاهليّةً » 1؛ يا مىفرمايد: