2782. در اين فراز، على(ع) يك نفر را مدح كرده است نه دو نفر را، چگونه ادعا مىكنيد در اين خطبه دو نفر [ابوبكر و عمر] ستوده شدهاند؟
3. شارحان نهجالبلاغه در اين خطبه، دليل روشنى براى مصداق فلان، پيدا نكردهاند.
4. ابن ابىالحديد كه از علماى اهل سنت است، در بيان مصداق «فلان» مىنويسد: «من نسخهاى به خط سيد رضى يافتم كه ذيل كلمه «فلان» نوشته بود: عمر...». 1
فرقه جاروديه، از مذهب «زيديه» معتقد است منظور از فلان، عثمان است كه على(ع) از روى ذم و طعنه دربارهاش چنين گفته است.
راوندى گفته است: «مراد از فلان يكى از اصحاب على(ع) مىباشد...». 2
5. هر چند اهل سنت مىكوشند عمر را مصداق اين خطبه معرفى كنند، دليلى بر آن ندارند.
6. شارح بحرانى گفته است: «مراد از فلان در اين خطبه ابوبكر است». 3
با توجه به اينكه: هم سخن ابن ابىالحديد كه مصداق اين خطبه را عمر معرفى كرده، و هم سخن شارح بحرانى كه ابوبكر را مصداق اين خطبه معرفى كرده، مخالف خطبه شقشقيه (خطبه 3) است و خود اينها قبول دارند كه خطبه 3 نهج البلاغه فرمايش على(ع) است، پس مصداق اين خطبه، نه مىتواند عمر باشد و نه ابوبكر.
7. قول ديگر اين است كه مصداق اين فرمايش على(ع)، مالك اشتر نخعى است كه على(ع) پس از شهادت مالك او را ستوده و اين هم از جمله سخنان على(ع) در مدح او است. 4
8. مرحوم شهرستانى نقل مىكند كه در نسخه خطى سيد رضى (رحمة الله) كه دخترش