180خواسته اهلبيت و امامان معصوم(عليهم السلام) كه حفظ جان اهلبيت(عليهم السلام) و پيروان مخلص آنها بود، اگر بالاتر از خواسته حضرت يوسف(ع) نباشد، كمتر هم نيست. پس چگونه است كه يوسف مجاز به ايراد اتهام دزدى است، ولى اهلبيت(عليهم السلام) مجاز به تقيه نيستند؟
در تفسير مظهرى آمده است:
از نظر من، سخن صحيح اين است كه يوسف به امر خدا به آنها گفت [دستور داد: بگوييد]: شما دزد هستيد و كسى هم نمىتواند به اين كار ايراد بگيرد؛ زيرا خداوند از كارش بازخواست نمىشود. 1
چگونه است كه در مورد حضرت يوسف(ع) مىگوييد دستور خدا بود و جاى هيچگونه اشكالى نيست، اما نسبت به اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) انصاف را زير پا مىنهيد و حرمت و حق اهلبيت(عليهم السلام) را ناديده مىگيريد؟
تفسير جواهر الحسان مىنويسد: «اين روش از حيلههايى بود كه خداوند به يوسف آموخته بود». 2
آيا خدا به يوسف چنين حيلهاى را مىآموزد، اما به اهلبيت رسول خدا(عليهم السلام) دستور تقيه نمىدهد؟
2. آنگاه كه مردم نزد ابراهيم(ع) آمدند و گفتند: بيا براى جشن به بيرون شهر برويم، حضرت ابراهيم(ع) براى اينكه در شهر بماند و بتها را بشكند به آنها فرمود: ( إِنِّي سَقِيمٌ )؛ «من مريض هستم». (صافات: 89)
در حقيقت حضرت ابراهيم(ع) بيمار نبود، اما مىخواست به بهانهاى در شهر بماند و در غياب مردم، بتها را بشكند.