150
پاسخ
همچنانكه پيش از اين گذشت، شيعه فقط تعداد اندكى از صحابه را مورد طعن قرار مىدهد، نه اكثر آنان را. از جانب ديگر شيعه، فضيلتهاى على(ع) را فقط به اصحابى كه حق اهلبيت پيامبر(ص) را ضايع كردند نسبت نمىدهد، بلكه از بسيارى صحابه فضيلتهاى على(ع) را از رسول خدا(ص) نقل مىكند.
بنابراين كسانى كه حق اهلبيت(عليهم السلام) را ناديده گرفتند اگر درباره فضيلتهاى على(ع) روايتى نقل كردهاند، شيعه روايت آنها را كنار نمىگذارد، بلكه به آن بيش از روايتهاى دوستداران على(ع) اهميت مىدهد؛ زيرا سخن مخالفان به نفع كسى، بزرگترين دليل بر حقانيت او خواهد بود. به عنوان نمونه وقتى از قول عايشه گفتهاند: «نزد رسول خدا، محبوبترينِ زنان فاطمه و محبوبترينِ مردان على بود» 1، با توجه به اينكه عايشه جنگ جمل را عليه على(ع) رهبرى كرد، اين گفتار بيش از سخنان دوستداران على(ع) اهميت دارد؛ زيرا نشان مىدهد عايشه درباره فضيلتهاى على(ع) آنقدر از رسولخدا(ص) شنيده است كه با همه دشمنىاش با على(ع)، نمىتواند همه آنها را كتمان كند. از طرفى استدلال به روايت مخالف، ازآنرو است كه دست كم به آنچه خود قبول دارد ملزم شود.
خداوند در قرآن نيز از سخنان اهل كتاب كه رسالت رسول خدا(ص) را منكر بودند عليه خود آنها استدلال نموده است آيا شما مىتوانيد بگوييد: چون آنها كه رسالت رسول خدا(ص) را نپذيرفتند كافر هستند سخن آنها مورد قبول نيست؟
آنجا كه سخن آنها عليه خودشان باشد مورد قبول است.
اينكه مىگوييد «بسيارى از اصحاب كه قرآن آنها را مىستايد»، سخن حقى نيست؛ زيرا خداوند مىفرمايد: إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ أَتْقٰاكُمْ ؛ «گرامىترين شما نزد خداوند باتقواترين شماست». (حجرات: 13)