52فوق دلالت بر نهى از خواندن غير خدا در عرض خدا دارد كه اصطلاحاً به آن شرك مىگويند، نه آنكه كسى را در طول خداوند صدا زده و از او بخواهيم كه از خداوند حاجات ما را بخواهد.
همين مضمون در آيه (فَلاٰ تَدْعُوا مَعَ اللّٰهِ أَحَداً) ؛ «پس هيچ كس را با خدا نخوانيد» (جن: 18)، نيز به صيغه جمع آمده است.
3. خداوند متعال مىفرمايد: (قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ) ؛ «بگو: من از پرستش كسانى كه غير از خدا مىخوانيد، نهى شدهام». (انعام: 56)
از اين آيه نكاتى استفاده مىشود:
1. اينكه اگر انسان كسى را بخواند و از او چيزى بخواهد ولى اتصال او را با خداوند متعال قطع نكند و او را در طول خدا و عمل او را در طول عمل خدا بداند اشكالى نداشته و شرك نيست و مورد نهى الهى در اين آيه نمىباشد.
2. مورد آيه فوق نهى از عبادت كسانى است كه آنها را صدا زده و معتقد به استقلال آنها در تدبير است نه آنكه آنان را نبايد صدا زد، و صدا زدنى مورد نهى واقع شده كه در حكم عبادت باشد؛ يعنى با اعتقاد به الوهيت يا ربوبيت صدا زده شده، نه اينكه هر صدا زدنى عبادت باشد.
نظام طولى در عالم طبيعت
خداوند متعال مىفرمايد: (إِنَّ اللّٰهَ فٰالِقُ الْحَبِّ وَ النَّوىٰ) ؛ «خداوند، شكافنده دانه و هسته است». (انعام: 95)