133وآن همراهى ندا با اعتقاد به الوهيت ويا ربوبيت است.
وانگهى از مجموع اين آيات استفاده مىشود كه آنها مربوط به بتپرستانى است كه گمان مىكردند بتهايشان يا آن موجوداتى كه اين بتها رمز آنها بود، برخى از شؤون تدبير را مالكاند، لذا براى آنها استقلال در فعل وتصرف را قائل بودند.
خداوند سبحان مىفرمايد: (فَمٰا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِي يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ مِنْ شَيْءٍ) ؛ «معبودانى را كه غير از خدا مىخواندند، آنها را يارى نكرد». (هود: 101)
ونيز مىفرمايد: (وَ لاٰ يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفٰاعَةَ) ؛ «كسانى را كه غير از او مىخوانند قادر بر شفاعت نيستند». (زخرف: 86)
ونيز مىفرمايد:
(وَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ مٰا يَمْلِكُونَ مِنْ قِطْمِيرٍ) (فاطر: 13)
وكسانى را كه جز او مىخوانيد (و مىپرستيد) حتى به اندازه پوست نازك هسته خرما مالك نيستند!
ثانياً: در آيه (ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ...) خداوند متعال مىفرمايد: مرا بخوانيد تا من براى شما از وسائط واسباب طلب اجابت كنم؛ زيرا ( أَسْتَجِبْ ) از باب استفعال است كه در معناى آن طلب ودرخواست نهفته است. واينكه در ادامه آيه چنين آمده: (إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبٰادَتِي) اشاره به مشركانى دارد كه مستقيماً به سراغ بتها رفته واز موجوداتى كه قابل واسطهگرى نبوده وبا ديد استقلالى به آنها مىنگريستند
حاجات خود را مىخواستند.
ثالثاً: در اصول به اثبات رسيده كه در استقرار تعارض بين دو دليل