48حضرت مجتبى عليه السلام ، روغن ورم را از وى گرفت، او پرسيد: «براى چه كسى مىخواهى؟» غلام پاسخ داد: «براى امام حسن بن على عليهماالسلام و براى تسكين ورم پاى ايشان مىخواهم».
مرد صاحب روغن گفت: «پس پول نمىخواهم، مرا نزد امام ببر».
اين شخص خدمت امام رسيد و عرض كرد:
پدر و مادرم به فدايت، من در قبال اين خدمت ناچيز پول نمىخواهم. فقط از شما تقاضا دارم كه از خدا بخواهيد به من فرزندى كه دوستدار و پيرو واقعى شما اهل بيت عليهم السلام باشد، عنايت كند؛ زيرا هنگامى كه از منزل و شهر خويش حركت كردم نزديك وضع حمل همسرم بود.
امام فرمود: «به منزلت بازگرد كه همانا خداوند فرزندى نيكو به تو خواهد داد كه از شيعيان ما خواهد گرديد». 1
در روايت زهرى نقل شده است كه امام زينالعابدين عليه السلام از من پرسيد: «فكر مىكنى امسال چه تعداد حاجى در مراسم و اعمال حج شركت كرده باشند؟» عرض كردم: «هزاران هزار انسان هستند كه به قصد حج بيت الله آمده و در بارگاه الهى ضجه و ناله مىكنند». حضرت فرمود: «اى زهرى، بدان كه ضجهزننده فراوان و حاجى حقيقى به غايت اندك و كم است». 2