47اميرمؤمنان عليه السلام پس از شنيدن پاسخ فرزندش امام حسن عليه السلام فرمود: «فرزندم چگونه اين پاسخ را دادى حال آنكه شايد از بچه شترها تعدادى زنده مانده و تعدادى نيز (در حين تولد يا بعد از آن) از بين بروند؟!».
امام مجتبى عليه السلام عرض كرد: «پدر جان، همين مسئله در مورد تخمهاى شكسته شده شترمرغ است؛ يعنى ممكن بود تعدادى به جوجه تبديل شود و تعدادى نيز نشود». امير مؤمنان عليه السلام از اين پاسخ خردمندانه كه بر مبناى علم وسيع الهى بود، متعجب شد، تبسم كرد و فرمود: «راست گفتى اى فرزندم» و سپس اين آيه را كه خداوند در وصف فرزندان و ذريه پيامبران، به خصوص حضرت ابراهيم عليه السلام فرمود، تلاوت كرد كه فرزندانى هستند كه بعضى از ايشان از نسل برخى ديگرند كه همانا خداوند به همه احوال آشنا و آگاه است. 1
پاسخ احسان
در يكى از مسافرتهاى حج، پاهاى مبارك امام حسن عليه السلام در اثر پيادهروى، ورم كرد. اطرافيان پيشنهاد كردند تا مدتى حضرت استراحت كند و كاروان متوقف شود تا پاهاى مبارك وى تسكين يابد. امام فرمود: «مقدارى جلوتر برويم». سپس رو به خدمتكارش كرد و فرمود: «فردى را به زودى در مسير خواهيم ديد. او روغنى همراه دارد. از وى مقدارى بخر و نزد من بياور». پس از طى مسيرى، به محلى رسيده و شخصى را با همان مشخصات كه آن حضرت فرموده بود، ديدند. وقتى غلام