46متعلق به پيرمرد و پيرزنى ديدند. پيرمرد، در خانه نبود و پيرزن آنها را با مهربانى و درحالىكه نمىشناخت، گرامى داشت و با شير و سپس با گوشت گوسفندى كه همه موجودىشان بود از آنها پذيرايى كرد. حسنين عليهماالسلام و عبدالله بن جعفر خود را از قريش معرفى كرده و به پيرزن گفتند: «هر زمان كه مدينه آمديد نزد ما بياييد». سپس از وى خداحافظى كرده و رفتند. بعد از مدت كوتاهى شوهر پيرزن به خانه آمد. آنها پس از مدتى به مدينه آمدند و روزهايى را در آن شهر گذرانيدند.
روزى پيرزن در يكى از كوچههاى مدينه امام حسن و برادرش امامحسين عليهماالسلام و همچنين عبدالله بن جعفر را ديد. آنها او را به نيكى اكرام كرده و گوسفندان فراوان و پول زيادى در پاسخ به احسان و نيكى وى به او بخشيدند. 1
آموزش مناسك حج
مردى از اميرمؤمنان عليه السلام پرسيد: «در حال احرام بودم كه شترم به سمت تعدادى از تخمهاى شترمرغى رفت و تعدادى از آنها را شكست. آيا به گردنم كفاره است؟» حضرت او را نزد فرزندش امام حسن عليه السلام فرستاد. امام در پاسخ فرمود:
بر تو واجب است كه شتر خويش را به سمت ماده شترها ببرى و هر تعداد كه تخم شترمرغ شكسته شده، به ازاى آن، هرچه بچه شتر متولد شد، به عنوان قربانى بيت الله بدهى.