59زخم زبان را كارىتر از زخم و ضربه شمشير مىدانند؛ چراكه اگر بر اثر ضربه شمشير زخمى بر اعضاى بدن انسان وارد شود، بعد از مدتى ترميم خواهد شد. اما طعنه و تحقير و بدزبانى و زخم زبان، جراحتى بر قلب انسان ايجاد مىكند كه هرگز التيام نمىيابد.
نيش و كنايهزدن چنان عادت بعضى افراد شده است كه با برخورد به كمترين مانع از جانب ديگران، شروع به كنايه زدن مىكنند؛ مثلاً در سفر احساس مىكند كه صندلى دوستش بهتر از صندلى اوست. با هزاران نيش و كنايه مىفهماند كه جاى بهتر را براى خودش برداشته و صندلى آفتابگير يا عقب ماشين را به او داده است. در اطاق، تخت بهتر را براى خودش برداشته، تخت سفت، جلوى در يا... را به او داده است. ميوههاى رسيده را خودش مىخورد و ميوههاى نارس را به او مىدهد. همينطور هر چيزى را بهانه مىكند تا كنايههايش را نثار هماطاقى و همسفر خود كند. راستى چرا بعضى افراد زبان گزنده دارند و هيچ يك از خدمتهاى دوستان خود را نمىبينند و تنها با توقعى كوچك و بىجا چنان زخم زبان مىزنند كه هرگز فراموش نمىشود.
-كوچك، ولى فتنهانگيز
«معاذ بن جبل» نقل مىكند كه روزى به حضرت رسول(ص) عرض كردم: «يا رسولالله! مرا نصيحت كنيد!»