53گناهى گرفت و بهسوى آن عمل حركت كرد».
همين كه مقدارى رفت، فكر كرد اگر اين عمل را انجام دهم و كسى از من بپرسد، از كجا مىآيى؟ نمىتوانم دروغ بگويم و اگر راست بگويم نيز، به كيفر شديد و بدبختى بزرگى مبتلا مىشوم. بنابراين، منصرف شد. همچنين، يك بار ديگر به فكر گناه افتاد، ولى با خود گفت: «اگر خلاف آن را بگويم، دروغ گفتهام». پس منصرف شد و در نتيجه، با ترك دروغ، از همه گناهان دورى كرد. 1
تفكر در آثار شوم فردى و اجتماعى و همچنين اخروى دروغ كافى است كه هر انسان مؤمن و معتقدى را از دروغ گفتن باز دارد؛ چرا بايد به گونهاى سخن بگوييم كه هر لحظه نگران افشا شدن آن باشيم؛ چرا در فضاى معنوى و زيباى اماكن زيارتى كه دلها صفا مىگيرد و روح انسان صيقل مىيابد، بعضى به خاطر عادتهاى غلط از همه چيز محروم باشند. حتى دعايشان هم در اين اماكن اين است كه خدايا دروغى كه گفتم برملا نشود و آبرويم در جمع همسفران نرود. تازه در آن فضا هم فرصت دعا براى اصلاح گذشته و توفيق آينده ندارد، بلكه دعا براى اشتباهات روزمره خود مىكند.