70 به سوى مركب خود بازگشت. ياران با تعجب با خود مىگفتند، شايد رسول خدا(ص) منزلگاه را نپسنديده، قصد حركت از آنجا را دارد. تعجب آنان هنگامى زياد شد كه ديدند، همين كه به مركب خويش رسيد، زانوبند را برداشت و زانوهاى شتر را بست و دو مرتبه به سوى مقصد اوّل روان شد. فريادها از اطراف بلند شد: «اى رسول خدا! چرا ما را فرمان ندادى كه اين كار را انجام دهيم؟» حضرت در پاسخ فرمود: «هرگز در كارهاى خود از ديگران كمك نخواهيد و به ديگران اتّكا نكنيد، ولو براى يك قطعه چوب مسواك باشد». 1
همچنين در زندگى امام صادق(ع) آمده است:
روزى آن حضرت به حمام رفت. صاحب حمام طبق سنت و عادت معمول كه در مورد افراد محترم و با شخصيتها رايج بود، عرض كرد: «اجازه بده حمّام را براى شما قُرق كنيم». حضرت فرمود: «نه لازم نيست. مؤمن سبكبارتر از اين حرفهاست». 2