139همچنين آمدن كلمه سوره در زبان پيامبر(ص) و احكام مترتب بر آن، مانند وجوب قرائت سوره در نماز واجب پس از قرائت حمد و استحباب آن و نظاير اينها، با پراكندگى آيات و واضح نبودن هر يك از آنها كه جزء كدام سوره است، سازگارى ندارد.
از آنچه گذشت معناى سخن سابق علامه طباطبايى روشن مىشود كه گفت:
واقع شدن برخى از آيات قرآن، كه به تدريج نازل شده است، در جاى كنونى، از دخالت اجتهادى صحابه، خالى نيست و روايت عثمان بن ابىالعاص از پيامبر(ص) كه فرمود: «جبرئيل نزد من آمد و فرمان داد آيۀ: إِنَّ اللّٰهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسٰانِ ؛ «خداوند به عدالت و نيكى فرمان مىدهد» را در اين جاى سوره قرار دهم»، بيش از اين دلالت ندارد كه آن حضرت(ص) در مورد برخى آيات چنين كرده است، نه همه آنها.
و بر اين مطلب به روايات مستفيضه واردشده از طريق شيعه و سنى استدلال شده است كه پيامبر(ص) و اصحابش با نزول «بسم الله» از پايانيافتن سوره آگاه مىشدند. اين روايات، دلالت صريح دارد كه آيات، به حسب ترتيب نزول نزد پيامبر(ص) مرتب بوده است. آيات مكى در سورههاى مكى و آيات مدنى در سورههاى مدنى. مگر اينكه فرض شود بخشى از سورهاى در مكه و بخش ديگر آن در مدينه نازل شده باشد و چنين فرضى جز در يك سوره، اتفاق نيفتاده است. ازاينرو، لازمه اين استدلال آن است كه بگوييم موارد اختلاف درباره مكان آيات را كه مشاهده مىكنيم، به اجتهاد صحابه استناد دارد.
در اينجا ممكن است گفته شود: هرچند ظاهر روايت عثمان بن