140ابىالعاص، بر عموم و شمول دلالت نمىكند [كه پيامبر در همه سورهها چنين مى كرد]، اما پس از ملاحظه اينكه مورد، خصوصيت ندارد، مىتوان عموم و شمول را از آن استفاده كرد؛ بهويژه پس از ملاحظه دليل هايى كه بيان كرديم، اين جنبه ترجيح مىيابد كه آيات در دوران او و به دست شخص پيامبر(ص) مرتب شده است.
همچنين رواياتى كه دلالت مىكند پيامبر(ص) و مسلمانان با نازل شدن «بسم الله» به پايان يافتن سوره پىمىبردند، با صدور دستور جبرئيل براى قراردادن فلان آيه در فلان سوره منافات ندارد؛ زيرا تمام شدن سوره به نزول «بسم الله» بر امكان نداشتن قراردادن آيهاى به فرمان جبرئيل در سورهاى خاص، اصلاً دلالت ندارد.
خلاصه: اگرچه دلايل گذشته، كه ثابت مىكند قرآن در دوران پيامبر(ص) گردآورى، و به دست [مبارك] آن حضرت و در زمان وى مرتب شده است، نمى تواند ثابت كند ترتيب سورهها نيز به فرمان و نظر آن حضرت بوده، اما دستكم ثابت مىكند كه ترتيب آيات و تشكيل سورهها چنين بوده است. بديهى است كه ترتيب آيات و سورهها در مترتب بودن هدف كتاب و دستيابى به هدف مورد نظر اهميت كامل دارد؛ زيرا مطالب پراكنده، هدف را محقق نمى كند.
بر ايناساس، دليل بر ترتيب آيات، همان دليل قبلى بر تحقق همه آن، در دوران پيامبر(ص) و به دست [مبارك] آن حضرت است. 1