130بدينسان، روشن شد كه گردآورى، به معناى محل بحث، به مراتب از مفاد همه روايات بعيد است و به هيچوجه كسى غير از پيامبر(ص) چنين ويژگى ندارد. بنابراين، روايات و نيز تاريخى كه بر تحقق گردآورى در زمان پيامبر(ص) توسط اشخاص ديگرى دلالت مىكنند، از محل بحث بيگانهاند.
دوم: نقشى كه عثمان در گردآورى قرآن ايفا كرد، به معناى گردآورى آيات و سورهها در يك مصحف نيست. بلكه به معناى گردآوردن مسلمانان بر اساس قرائت يك كتاب است. او مصاحف ديگرى را كه با آن مصحف مخالف بود، سوزاند و به شهرها نوشت كه هر مصحفى را كه نزدشان هست، بسوزانند و مسلمانان را از اختلاف در قرائت نهى كرد و بيان اين مطلب پيشتر گذشت و بسيارى از بزرگان بدان تصريح كردهاند.
«حارث محاسبى» مىگويد:
نزد مردم مشهور است كه گردآورنده قرآن، عثمان است، با اينكه چنين نيست. عثمان آن زمان كه از فتنه و آشوب مردم عراق و شام در مورد قرائتهاى گوناگون بيمناك شد، مردم را بر حسب توافقى كه بين او و مهاجر و انصار حاضر صورت گرفت، بر يك قرائت واداشت. اما پيش از آن، قرآن براساس قرائتهاى اطلاقشده بر حروف هفتگانهاى كه قرآن بدانها نازل شده بود، قرائت مىشد. 1
همين مطلب، كارى بود كه عثمان انجام داد و مسلمانان را بر يك قرائت گرد آورد؛ همان قرائتى كه ميان مسلمانان متعارف بود و بهنحو متواتر آن را از پيامبر(ص) دريافت كردند و از قرائتهاى ديگرى كه مبتنى