67براى ديدار از مدائن صالح آمده و از آنجا به حائل رفته و از محمد بن عبدالله بنرشيد خواسته است كه او را براى رسيدن به خيبر يارى دهد. داوتى، از والى مدينه اجازه خواست به سفرش در جزيرةالعرب ادامه دهد. گفتنى است كه داوتى با وجود اقامت طولانىمدت در خيبر، از ميان آثار و ميراث باستانى اين شهر، فقط نام يكى از نقشهاى مكتوب به خط باديه (ثمودى)، واقع در وادى «حلحل» را ذكر كرده است.
هارى سانت جون فيلپى
اين جهانگرد، در سال 1369ه.ق (1950م.) به خيبر سفر كرده است. او از نوشتههاى چارلز داوتى درباره خيبر، متأثر بوده است. ازاينرو سخن خود را درباره خيبر با اين عبارت شروع مىكند:
چارلز داوتى، بيش از هفتاد سال پيش، به اين شهر رفته و آن را به شهرى سحرآميز و كمنظير توصيف كرده است. وى، درباره اين شهر قديمى، چيزى درخور ننوشته است. شهرى كه از زمان بازديد وى تاكنون، تغيير چندانى نكرده است.
فيلپى، در توصيف اين شهر، نقشهاى قديمى عربى به خط باديه را كه در كوه الحرضه واقع شده است، چنين توصيف مىكند:
در اين منطقه و پيرامون آن، صخرههاى متروكه و بازالتى 1 فراوانى وجود داشت. گمان ما اين بود كه در اين صخرهها، سنگنگارههايى را بيابيم. اولين صخرهاى كه بازديد كرديم، همينگونه شد. در ديگر صخرهها نيز به همين شكل بود. از جمله ما توانستيم، آثار مناسبىاز