82شد و از آنجا كه تسلسل از نظر عقل، ممتنع و باطل است، بنابراين، تسلسل در امامت نيز به حكم عقل، باطل است و امام بايد معصوم باشد. 1
پرسش: چرا معصوم نبودن امام، وجود امامان نامتناهى را به دنبال دارد؟
پاسخ به اين پرسش، مستلزم پاسخ به اين سؤال است كه از نگاه دين، علت نياز جامعه به امام چيست؟ با روشن شدن پاسخ اين سؤال اساسى، استدلال روشن خواهد شد. بنابراين مى گوييم از آنجا كه عموم مردم توانايى و دانش لازم را براى آگاهى از تكاليف الهى و تشخيص راه صحيح و... در اختيار ندارند و خطاپذيرند. بنابراين براى هدايت آنها به سوى سعادت و رسيدن به كمال، بايد شخصى وجود داشته باشد كه بر ديگران، هم از نظر علم و هم از نظر عمل، برترى داشته باشد تا امام و مقتداى آنها قرار گيرد و با پيروى از او، بشر در مسير هدايت گام بردارد. در واقع، امام همانند كارشناس و نگهبان دين در معناى حقيقى آن است. در اينكه چنين شخصى همانند ساير مردم، مكلف به انجام دادن دستورهاى الهى است، ترديدى وجود ندارد. پرسش اين است كه برترى علمى و عملى او بايد تا چه اندازه باشد؟ اين برترى از دو صورت خارج نيست:
1. برترى نسبى كفايت مى كند، هرچند به مرتبه عصمت از گناه و اشتباه نرسد؛
2. برترى امام بر مردم بايد برترى مطلق باشد و تا مرتبه عصمت پيش رود.