80
اول: معصوم نبودن امام، يعنى اجتماع دو امر متضاد
امام به لحاظ معناى لغوى، يعنى كسى كه مورد اقتداى ديگران قرار مىگيرد و بايد همگان از او پيروى كنند. اگرچه در چگونگى و شكل اين پيروى اختلاف نظر است، اما وجوب پيروى و اقتدا به او امرى قطعى است. با توجه به اين مطلب، وقتى عقل به شخص امام نظر مى كند با دو صورت مواجه مى شود:
1. عصمت در امام لازم نيست، اگرچه امرى نيكو و پسنديده است.
2. عصمت در امام لازم است و بايد معصوم از گناه و اشتباه باشد.
ناگفته پيداست كه دو صورت ياد شده نمى توانند توأمان صحيح باشند. بنابراين بايد با تأمّلى عقلى، دو صورت مزبور را واكاوى كرده و به صورت صحيح دست يافت.
در واكاوى صورت اول مى گوييم: اگر امام، معصوم نباشد اين امكان وجود دارد كه دست كم نسبت به برخى از گفتارها و رفتارها دچار انحراف و اشتباه شود. در اين حالت، وظيفه مردم نسبت به گفتارها و رفتارهاى انحرافى امام چيست؟ در پاسخ به اين پرسش با دو وضعيت روبهرو مى شويم:
1. از آنرو كه امام است و پيروى از او واجب، بايد حتى در گفتارها و رفتارهاى انحرافى نيز از او پيروى شود؛ زيرا خداوند به طور مطلق فرموده است: ( أَطِيعُوا اللّٰهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ ) ؛ «اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيامبر [خدا] و پيشوايان [معصوم] خود را». (نساء: 59)
2. از آنرو كه مرتكب انحراف و معصيت شده است، نبايد از او
پيروى كرد.