63را مجبور كند درحالىكه علم، يكى از مبادى اختيار است. بايد توجه داشت كه قوى بودن علم، موجب قوى شدن اراده مى شود، نه اينكه به اجبار و اضطرار كشانده شود. براى مثال، كسى كه طالب سلامت است، وقتى يقين كند كه فلان چيز، سمّ كشنده آنى است، هر قدر هم كه يقينش قوى باشد او را مجبور به اجتناب از سمّ نمىكند. بلكه وادارش مىكند به اينكه با اختيار خود از نوشيدن آن مايع سمى خوددارى كند.
ايشان براى اثبات دو مطلب ياد شده، به آياتى از قرآن تمسّك مىكند. 1
ريشه عصمت در كلام شهيد مطهرى
ايشان درباره چگونگى عصمت پيامبران، سه صورت مطرح مى كند كه از اين قرارند:
1. در هنگام ارتكاب گناه و اشتباه، يك مأمور غيبى، مانع آنها مىشود؛ مانند پدرى كه از لغزش فرزندش جلوگيرى مى كند.
2. سرشت و ساختمان وجودى و تكوينى آنها به گونه اى است كه امكان ارتكاب گناه و اشتباه در آنها وجود ندارد، همانند فرشتگان كه به دليل خالى بودن از شهوت جنسى، زنا نمى كنند و اين به نوع آفرينش آنها مربوط مى شود.
3. گناه و اشتباه نكردن آنها، معلول نوعِ بينش و درجه يقين و ايمان آنهاست. 2