60است و كمال محسوب مى شود كه با ايمان شخص ارتباط پيدا كند. بر اين اساس، معصوم بودن، به ميزان ايمان شخص به خداوند و ساير متعلقات ايمان بستگى دارد. هر اندازه ايمان و باور انسان نسبت به خداوند و مسائل ايمانى بيشتر باشد، به همان اندازه اجتناب از گناه بيشتر است. از سوى ديگر، براساس آموزه هاى اسلامى، ايمان بر شناخت و آگاهى بنا شده است. معناى اين سخن آن است كه هر مقدار كه آگاهى و شناخت انسان بالا رود، به همان مقدار ايمان و باور وى نيز افزايش خواهد يافت. بر اين اساس، عصمت، معلولِ بينش و نگرش انسان به خداوند است كه نتيجه اين نگرش، ايمان حقيقى و يقينى خواهد بود و اين ايمان براى صاحب آن، مقام عصمت را به ارمغان مى آورد. به تعبير ديگر، عصمت از گناه، يعنى قرار گرفتن در نهايت درجه ايمان؛ ايمانى كه به نهايت درجه شناخت تكيه كرده است. از اين نظر، خاستگاه عصمت، آگاهى خاص انسان معصوم نسبت به پيامدهاى افعال زشت است. مثال زير مى تواند حقيقت عصمت را روشن تر سازد:
مَثَل انسان معصوم در مواجهه با گناه، مَثَل انسانى است كه در كنار آتش قرار گرفته است. چنين انسانى با توجه به شناختى كه به سوزانندگى آتش دارد، آگاهانه و از روى اختيار، دست خويش را به سوى آتش نمى برد. در اينجا، آگاهى و شناخت نسبت به حقيقت آتش، مانع حركت به سوى آن است. همين معنا درباره انسان معصوم نيز مطرح است. كسى كه با رسيدن به درجات والاى معرفت و يقين، به حقيقت هستى (خداوند) ايمان دارد و وابستگى مطلق خويش را به خداوند درك مى كند، لحظه اى از ياد خدا غافل نيست و همواره بيدار