165
أُخْطِئَ وَلَا آمَنُ ذَلِكَ مِنْ فِعْلِي» . همچنانكه پيامبر(ص) نيز به دستور خداوند به مردم فرمود: ( قُلْ إِنَّمٰا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحىٰ إِلَيَّ ) ؛ «بگو: من فقط بشرى مثل شمايم [ولى] به من وحى مىشود». (كهف: 110) تا توهّم نكنند كه از جنس انسان نيست. به تعبير روشن تر، امام(ع) امكان كجرفتار و كجانديش بودن را درباره خويش ممتنع نمىداند و رد نمى كند و اين چيزى است كه متكلمان شيعى بر آن اصرار دارند و معتقدند كه عصمت، امرى اختيارى است به اين معنا كه شخص معصوم درحالىكه توان گناه دارد، خود را حفظ مىكند.
2. افزون بر مطلب پيشين، بايد به اين مطلب نيز توجه داشت كه «امكان» تحقّق چيزى، به معناى «وقوع» آن نيست تا بگوييم امام على(ع) خطاى خويش اقرار مى كند.
3. هيچ منعى وجود ندارد كه انسان با يارى، لطف و توفيق خداوند متعال در همه امور، از كجروى و كجانديشى مصون باشد. حضرت در قسمت دوم كلامشان، با اشاره به اينكه انسان بر اثر لطف الهى است كه مرتكب خطا نمىشود، به مخاطب مىفهماند كه لطف دائمى خداوند مى تواند انسان را از ارتكاب گناه و خطا مصون بدارد. از آنجا كه عصمت در آگاهى انسان ريشه دارد، شناخت عميق انسان معصوم موجب مى شود كه لطف الهى شامل حال او شود و در نتيجه كجرو و كجانديش نباشد. امام(ع) با جمله
«إِلَّا أَنْ يَكْفِى اللهُ مِنْ نَفْسِي مَا هُوَ أَمْلَكُ بِهِ مِنِّي» به اين
حقيقت نيز اشاره دارد و آن را گوشزد مى كند. اين سخن همانند سخن يوسف صديق است كه هر چند معصوم بود، فرمود: