166
( مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِي إِنَّ النَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّي ) (يوسف: 53)
من هرگز خودم را تبرئه نمىكنم، كه نفس (سركش) بسيار به بديها امر مىكند مگر آنچه را پروردگارم رحم كند.
با توجه به نكات ياد شده، كلام امام دلالتى بر معصوم نبودن ايشان ندارد. آن حضرت فقط به دو حقيقت اشاره كرده است: نخستين حقيقت، نفى توّهم از اينكه امكان خطا در امام وجود ندارد. دومين حقيقت اينكه به يارى خداوند امام مىتواند كجرو و كج انديش نباشد. خردهگيران كه خود اهل زبان عربىاند اين را مى دانند كه براى فهم معناى يك كلام بايد به تمام آن توجه داشت، نه اينكه به ابتداى كلام توجه كرد و ادامه آن مورد غفلت واقع شود.
انتقادى بر استدلال به آيه عهد الهى
چنانكه در استدلال به آيات براى اثبات لزوم عصمت امام بيان كرديم، يكى از دلايل شيعه براى اثبات عصمت امام، آيه 124 سوره بقره است. از اين قسمت آيه كه خداوند مى فرمايد: ( لاٰ يَنٰالُ عَهْدِي الظّٰالِمِينَ ) ، استفاده مى شود كه بايد امام معصوم باشد؛ زيرا ظلم، مانعى براى رسيدن به مقام امامت است.
به نظر خردهگيران، بر فرض اينكه چنين معنايى درست باشد، اين آيه
شامل ظالمى نمى شود كه توبه كرده است؛ زيرا كسى كه توبه كرده است به او ظالم گفته نمى شود. پس مى تواند به مقام امامت برسد.