138است، پا را فراتر بنهد، عصيان كرده است و گرفتار عذاب الهى خواهد شد.
اما دقت در كاربردهاى واژه گناه نشان مى دهد كه گناه داراى مراتب مختلفى است و اينگونه نيست كه همواره ملازم با تجاوز از حدود الهى و قرار گرفتن در عذاب باشد. به نظر مى رسد مىتوان به واژه گناه دو نگاه داشت:
1. نگاهى متعارف و عام
در اين نگاه، در صورتى كه رفتارها و عملكردهاى انسان مخالف اوامر و نواهى خداوند باشد، گناه تحقّق يافته است. چنين گناهى به توبه و استغفار نياز دارد.
2. نگاهى خاص
وقتى انسان به جايگاه رفيع خداوند متعال و عظمت مطلق او نظر مى كند و اعمال و رفتار خويش را با آن جايگاه عظيم مى سنجد، خود را گناهكار مى بيند. اما گناهكار بودن انسان در اين نگاه، به معناى ترك خواسته هاى خداوند و التزام نداشتن به آنها نيست تا با مقام عصمت در تعارض باشد، بلكه عظمت مقام پروردگار به اندازه اى است كه اگر انسان تمام وقت خود را عبادت و بندگى كند باز هم نمى تواند به نهايت آن عظمت دست يابد؛ زيرا كسى كه در دنياى مادى زندگى مى كند براى استمرار حيات خود بايد به برخى امور كه اسباب و علل بقاى حيات دنيوياند، توجه داشته باشد. پيامبر و امام نيز از اين مسئله مستثنا نيستند و همچون ساير انسانها بايد به برخى امور دنيوى مشغول شوند. اما از