126جبرى بودن عصمت به اين معناست كه امكان ارتكاب گناه براى شخص معصوم فراهم نيست. فراهم نبودن اين امكان به دو صورت تصوّر مىشود:
1. نيرويى كه انسان را به ارتكاب گناه وادار مى كند از معصوم گرفته شده است (فقدان مقتضى).
2. همانند همۀ انسانها، ابزار ارتكاب گناه را در اختيار دارد ولى نيرويى خارجى از او محافظت مىكند و مانع مى شود (وجود مانع).
دستكم به دو دليل، فهم جبريگرايانه از مسئله عصمت، كاملاً نادرست است:
الف) ترديدى وجود ندارد كه عصمت براى كسى كه به آن متصف شده كمال، فضيلت و نشانگر جايگاه رفيع معنوى اوست. در متون دينى، از كسانى كه به چنين درجه اى رسيدهاند، تكريم و تجليل شده است، درحالىكه تكريم و تجليل از كسى كه ابزار گناه را در اختيار ندارد يا در اختيار دارد، اما از روى اجبار و بدون انتخاب و اختيار، فضيلت و كمالى را كسب كرده است، معنا ندارد و بهتر است بگوييم فضيلت و كمالى براى او شمرده نمى شود.
پيش از اين گفتيم كه واژه عصمت در معناى اصطلاحى خود در قرآن به كار نرفته است. اما واژگانى همچون «مخلَص» همين معنا را افاده مىكنند و ويژگىهايى كه خداوند براى انسانهاى مخلَص بيان فرموده است، عصمت آنها را اثبات مى كند. يكى از اين ويژگى ها آن است كه همه انسانها براى حسابرسى در پيشگاه خداوند حاضر مى شوند، به