130
يسمع به و بصره الذي ينطق به ويده التي يبطش بها، إن دعاني أجبته، و إن سألني أعطيته. 1
هيچ بندهاى با كارى به من تقرّب نجسته كه محبوبتر از انجام فرايض بوده باشد. بنده من با بجاى آوردن نمازهاى نافله آن چنان به من نزديك مىشود كه او را دوست مىدارم. وقتى او محبوب من، من گوش او مىشوم كه با آن مىشنود. و چشم او مىشوم كه با آن مىبيند. و زبان او مىگردم كه با آن سخن مىگويد. و دست او مىشوم كه با آن حمله مىكند. هرگاه مرا بخواند اجابت مىكنم و اگر چيزى از من بخواهد مىبخشم.
در سايه اطاعت از خدا قدرت درونى انسان به حدّى مىرسد كه با قدرت الهى صداهايى را مىشنود كه با نيروى عادى قادر به شنيدن آن نيست. صور و اشباحى را مىبيند كه ديدگان عادى را ياراى ديدن آنها نيست. مقصود از اينكه خداوند چشم و گوش او مىگردد، آن است كه ديدهاش در پرتو قدرت الهى نافذتر و گوشش شنواتر و قدرتش گسترده مىگردد.
در مصباح الشريعه آمده است:
العبودية جوهرة كنهها الربوبية. 2
بندگى و پيمودن راه قرب به خدا، گوهرى است كه نتيجه آن خداوندگارى و كسب قدرت و توانايى بيشتر است.
در اين جمله مقصود از «ربوبيّت» خدايى كردن نيست، زيرا هيچگاه