94بسيار نرم و ريز مىبافتند، و بسيار بادوام و كاركن است. غالب اهلش از بركهاى خودش پوشيده بودند؛ ولى از قرارى كه گفتند به خارج نمىرود، بلكه مىگفتند هيچ گونه جنسش به خارج نمىرود و بيشتر از خارج مىآيد، به خصوص گندم و جُوَش، غلّه به قدر كفايت خودش ندارد. تيول معير است، حاكمى مطلقاً در آنجا ندارند، و به جايى ملحق نيست، ولى ظاهراً از توابع شاهرود باشد. از آنجا تا شاهرود مىگفتند دوازده فرسخ است. وقت ماليات، كسى از طهران از جانب معير مىآيد، ماليات دريافت كرده مىرود. مالياتش هم چندانى نيست. ظاهراً گمانم آن است كه مىگفتند پانصد تومان است. و از بس اهلش به قاعدهاند، گفتگويى و هرزگى ما بينشان پيدا نمىشود كه محتاج به حكومت و جرم و جنايت و عرض و داد باشند.
مىگفتند وجه آنكه آن را بيارجمند مىگويند، اين است كه همه چيز را بايد به آنجا بيارند كه اين كلمه مخفّف بيارجمند باشد، يعنى اى ارجمند بيار.
خلاصه از بيار كه بيرون رفتيم، آثار آبادى در راه بسيار بود. مزارع بسيار ديده مىشد. از آن جمله همين خان خودى در طرف دست راست از دور ديده شد. آمد و شد هم بسيار بود. از خود بيارىها بسيارى مىرفتند به دستگرد و جاهاى ديگر به جهت خريدن غله. كربلايى محمد ساربان ما هم پيش از ما رفته بودند به دستگرد، بنه را آنجا تسليم كرد و سه هزار گرفت. ما با او تا بيار گفتگو كرده بوديم. از بس آدم خوبى بود تا دستگرد آورد.
حملات تركمن به اين نواحى
در اين راهها از طرف يمين و يسار راه، برج خيلى ديده مىشد. مىگفتند به جهت دفع تركمن و محفوظى از شر او ساختهاند. سابقاً كه ارس تركمن را نگرفته بود، اينجاها بسيار دستبرد داشتهاند تا خود مزارع و قلاع مىآمدهاند، و مال [46] و آدم مىبردهاند. مردم از شرّ آنها آسوده نبودند. بسا شخص صبح مىرفته بيرون به جهت زراعت، شام نمىآمده. مىفهميدهاند تركمن او را برده و مىگفتند خيلى از اهل اينجاها برده و خيلى را در راه كشته. چند قبر در اثناى راه نشان دادند كه اينها