267
نجف آباد
روز يكشنبه بيست و نهم [جمادى الاولى]، نصف شبى از تيران حركت كرديم. ظاهراً يك از آفتاب برآمده رسيديم به نجفآباد. چهار فرسخ راه بود. در سرايى منزل كرديم. بعد از صرف چاى رفتيم به گردش.
بسيار جاى پر نعمت آبادى است. در حقيقت شهرى است از گلپايگان و خوانسار خيلى بزرگتر و آبادتر است. چند مسجد خوب در آن ديدم. خيابانهاى بسيار وسيع و طويلى دارد. مىگويند حمامهاى خوب هم دارد. انارى خريديم. آمديم منزل. امروز به همان انار اكتفا كردم؛ اما چه فايده كه انارش چندان تعريفى نداشت و گران هم دادند. يك من يك هزار و شش عباسى دادند.
اصفهان
روز دوشنبه سلخ ماه [جمادى الاولى] چهار از شب گذشته حركت كرديم براى شهر اصفهان. اول طلوع فجر رسيديم به لنبان. چهار فرسخ راه بود. نماز صبح را كنار جوب [328] آب كرديم. بعد از آن راه افتاده، اول طلوع آفتاب رسيديم به خانه.
الحمدلله و له المنّه كه خداوند از فضل و كرم خود اين ناتوان ضعيف حقير فقير سراپا تقصير را با عدم قابليت، به فيض اين سفر عظيم فايز كرد، و اين دعا را از اين ناقابل اجابت كرد، و بعد از نيل مراد به وطن مألوف صحيحاً سالماً مراجعت داد، و چشم مرا به رؤيت احبّا و اهل بيت روشن نمود.
اين منّتى بود از خدا و رسول خدا و ائمه هدى - عليهم السلام. وانگهى حضرت رضا - عليه آلاف التحيۀ و الثناء - كه ابتداى امر به آن جناب متوسّل شدم و به همان طور كه مىخواستم مرحمت فرمود و اجابت نمود.
تمام شد روزنامه ايام سفر مكه معظمه در روز سه شنبه اول ماه جمادى الثانيه 1316. 1