263[320] خود بردارد.
امروز صبح رفتم حمام به جهت غسل. حمام را تازه تعمير كرده بودند و آبش بد نبود. تازه بود. امشب اگر خدا بخواهد خيال حركت داريم. مكارى امروز آمد. حسابهاى خود را كرد كه قبض طلب بگيرد. شانزده تومان حساب او بود. خداوند به حق محمد و آل محمد - عليهم السلام - مرحمتى كند كه طلبش لدى الورود با عزّت و سعادت داده شود، و ما را هرگز خجالت عيال و طلبكار ندهد. سفر بسيار سختى بود. الحمد لله كه لطف خدا و ائمه هدى - عليهمالسّلام - همه جا شامل حال بود و تا اينجا هرطور بود گذشت. اميدوارم از فضل و كرم ايشان كه اين تتمه هم به خير و خوبى و سعادت و سلامت و عزت و راحت و امنيت بگذرد. والله هو الكافى و الكفيل و حسبنا الله و نعم الوكيل.
گلپايگان
روز سهشنبه بيست و چهارم [جمادى الاولى] تخميناً دو ساعتى به صبح مانده از خمين، متوكلاً على الله، بدون استعداد و تفنگچى حركت كرديم، و از گردنه نعلشكن به گردنه حسن فلك آمديم. قريب به ظهرى رسيديم به گلپايگان، در خانه حاجى رضا نام عطار در اطاق پاكيزهاى منزل كرديم.
الان مذكور شد كه جمعى از زوّار را كه از گردنه حسن فلك مىآمدهاند، دزد زده و مال آنها را برده، با آنكه جمعيت زوّار زياد بود، و دزدها عدد كمى بودهاند. الحمدلله كه به سلامتى آمديم.
رسيدن خبر مرگ فرزند
عصرى محمد جامهدار اصفهانى از اصفهان آمده بود برود به عتبات. آمد منزل ما. از خبرهاى غم اندوزى كه داد وفات فرزند رشيدم عليرضا بود كه حاصل عمرم او بود. و ديگر الحال پسرى براى من باقى نمانده. پس از آنكه خدا چهار پسر خوب به من مرحمت فرموده بود همه رفته بودند. اين يكى كه از همه بزرگتر بود مانده بود و چند سال بود كه عليل بود و رمد چشم پيدا كرده بود، و صدمه فوقالعاده از بابت اين چشم خورد. عجالتاً از آلام و اسقام دنيا آسوده شد، و اين پير بيچاره را در صد هزار همّ و غم