258ميرزا رضا حالش بسيار خراب بود. حواسى نداشتم. هر كارى را خودم مباشر بودم. الحمدلله چاروادارمان خوب است. مهربان و خدوم است.
روز جمعه سيزدهم [جمادى الاولى] يك ساعت به صبح مانده، از بيستون حركت كرديم. چهارفرسخ راه آمديم. پيش از ظهر رسيديم به صحنه، در باغى زير درخت ناروندى منزل كرديم. الحمدلله ميرزا رضا حالش بهتر بود. آلو زرد خورد. راهها بسيار آباد و باصفا بود. همه بيابان از يمين و يسار سبز و خرم بود. آبهاى جارى، چند جوبى و رودخانه ديده شد. به فاصله كمى متصل به آبادى مىرسيديم.
از جمله آبادىها نادرآباد بود. گفتند تلى هم هست آنجا مشهور به تل نادرى. صحنه، بسيار آباد و باصفاست. باغهاى زياد دارد. انگور و آلوزرد و گردو فراوان بود. نان خوبى هم داشت. سبزيجات هم بسيار بود. از كرمانشاه در پالكى نشستيم. بسيار خوشم آمد از پالكى. خيلى راحت و آسوده است. مصاحبان راه، حاجى محمد جعفر چيتس-از اصفهان-ى و حاج-ى حسن ناي-بگ-زى مىباشن-د. بد نيستن-د. ب-ىآزارن-د ان شاءالله.
صحنه، كاروانسراى شاه عباسى خوبى دارد، اما چه فايده كه [312] خراب و ويران شده است. پايين دست اين كاروانسرا رودخانه خوبى جارى است. بالادست اين رودخانه جوب آبى جارى و پايين دست آن هم جوبى ديگر جارى است. بسيار باصفا است. شب را ميرزا رضا ترتيب چلو و تخم مرغى داد. الحمد لله احوالش بهتر بود.
كنگاور
روز شنبه، چهاردهم دو ساعت كمتر به صبح مانده، از صحنه بار كرديم. چهار فرسخ و به قولى پنج فرسخ راه آمديم. رسيديم به كنگاور. در كاروانسرايى منزل كرديم. يك ساعتى به ظهر مانده بود كه رسيديم. راهها بسيار كوه و كتل و گدار و دره و بلندى و پستى و سنگلاخ داشت.
آبادىها زياد ديده مىشد. كنگاور قصبه آبادى است. باغها و آبهاى جارى بسيار خوب دارد. خربوزه و هندوانه فراوانى دارد. خربوزهاش مقدار پنج من تبريز مىشود؛ چنانچه خودم ديدم. بازار طويلى دارد. همه جور متاعى و كسبى در آن هست. سه حمام در خود شهر دارد. دو حمام در قلعه حكومت كه مختص به حاكم و كسان