249
6
از عتبات تا اصفهان
خان نجار
روز چهارشنبه دوازدهم [ربيع الثانى] وارد خان نجار شدم. ديشب قريب چهار از شب گذشته از سامره حركت كرديم. پشت دروازه كه رسيديم، ديديم بسته است. حضرات اصفهانى سه هزار دادند، باز كردند. بيرون آمديم. يك نفر عسكر هم با خود آوردند به جهت خوف راه. ظاهراً يك تومان به او دادند. نماز صبح را در راه كرديم. يك ساعت از روز برآمده، به خان نجار رسيديم. ديشب شب بسيار خوبى بود. هوا آخر شب زياد خنك شد كه محتاج به بالاپوش بود. نوعاً هواى سامره و اين سمتها خيلى بهتر از نجف و كربلا و ارض كاظمين - عليهماالسّلام - است.
خان نجار آبادى است. سكنه بسيار دارد. در تابستان توى [298] خانههايى كه سقفش پوشال است، سر مىبرند، و در زمستان در چادرهاى سياه. و اين خانهها و چادرها لب شط بغداد است. يك فرسخ به اين آبادى مانده به خانههاى نىاى و حصيرى بسيار رسيديم كه طرف دست راست و چپ بود تا خود اين آبادى.
و كاروانسرايى دارد اين آبادى كه نجارى از اهل كاظمين ساخته. از اين جهت خان نجارش مىگويند. زوّار زمستان در اين خان منزل مىكنند، و در تابستان در خانههايى كه سقفش پوشال است. اين آبادى نخل و درختى ندارد. زراعت گندم و جو و ذرّت و امثال اينها مىكنند. منزل ما در اينجا در خانه احمد نامى است كه