247است راه شام و بدترين راهها راه جبل است كه ما مبتلى به آن شديم.
بنا بود امروز عصر مكارى يزدى كه ما مال از او گرفتهايم راه بيفتد. تا حال كه تخميناً يك ساعت خردهاى زيادتر به غروب مانده نيامده. گويا اگر خدا بخواهد فردا راه افتد. الحكم لله و الامر اليه.
سامرا
روز شنبه هشتم [ربيع الثانى] يك و نيم به غروب مانده، به همراهى مكارى يزدى و حاجىهاى اصفهانى از ارض مقدسه كاظمين - عليهما السّلام - بيرون آمديم. بالاى باغها زير درختى، ملعونى جلو مالها را گرفت و مىخواست بارها را پايين آورد و چيزهاى گمركى اگر كسى داشته باشد، بيرون آورد. خواهى و نخواهى دو هزار و يك قمرى حقير دادم كه از شرّ او ايمن شويم. چهار پنج فرسخ راه ظاهراً آمديم، نصف شب گذشته، به خانى رسيديم. شب را در آنجا بيتوته كرديم. پيش از صبح از آنجا حركت كرديم.
روز يكشنبه نهم [ربيع الثانى] تقريباً چهار يا خردهاى كمتر از روز برآمده رسيديم به منزل دوچى. در كاروانسرايى در خود آبادى منزل كرديم. ظاهراً پنج فرسخ راه بود. دوچى دكاكين متعدد و باغهاى بسيارى داشت، و مسجد و مناره و مؤذن داشت. نان و گوشت و انارش فراوان بود.
اما نان خورش درستى پيدا نمىشد. از هر نفرى يك قمرى كرايه منزل گرفتند. عصر دو كمتر به غروب مانده از آنجا بار كرديم. چهار فرسخ راه آمديم. ساعت دو و نيم رسيديم به منزل بَلَد.
روز دوشنبه دهم [ربيع الثانى] بعد از نماز صبح از بلد بار كرديم. شش فرسخ راه آمديم. بعد از ظهرى رسيديم به سامره. بلد هم جاى آبادى است. باغهاى زيادى دارد. مسجد و مناره و دكاكين دارد. هندوانه فراوانى داشت. چند دانه گرفته، شب را به همان سر برديم. نزديك سامره رسيديم [296] به جسر دجله بغداد. از قرار مذكور مرحوم ميرزا [ى شيرازى] بانى آن بوده. از هر نفرى دو قمرى گرفتند و گذاشتند كه بگذرند. تخميناً يك فرسخ يا متجاوز، از بلد كه دور شديم تا خود سامره از طرف راست و چپ راه به آثار آبادىها رسيديم كه همه خراب شده و با