241روز جمعه بيست و سيوم [ربيع الاول]، در نجف اشرف مشرف بوديم. امروز عصر را اگر حضرت امير - عليه و آله الصلات و السلام - [286] مرخص فرمايند خيال مراجعت به كربلا را داري-م. چاروادار الاغى ديدهاي-م، الاغى به چه-ار هزار و نيم، اگر بيايد مىروي-م ان شاءالله.
صاحبخانهمان بسيار بد آدمى بود. خدا ما را از شرّ و ضرّ او ايمن فرمايد. ولى ضعيفهاى خادمه اين خانه بود، زهرا نام، بسيار خدوم و قانعه و مهربان بود. ربّنا نجّنا من عذاب النار.
روز شنبه بيست و چهارم [ربيع الاول] تخميناً صبح سه از روز برآمده، وارد خان شور شديم. ديروز دو به غروب مانده، از نجف اشرف بيرون آمديم، و تخميناً قريب دو از شب گذشته وارد خان مصلى شديم، و صبح بعد از نماز بلافاصله بيرون آمديم و امروز سه به غروب مانده از خان شور حركت كرديم.
ورود مجدد به كربلا
روز يكشنبه بيست و پنجم [ربيع الاول] تخميناً سه از روز برآمده، وارد كربلاى معلى شديم. ديروز اول مغرب، وارد خان شمس شديم، و صبح قريب طلوع آفتاب از آنجا بيرون آمديم. چون راه خوف داشت، درِ كاروانسرا را وا نكردند تا نزديك آفتاب زدن. ديشب سه از شب گذشته خبر بلند شد كه در راه، جمعى از زوّار را كه از كربلا مىآمدهاند به نجف، نرسيده به خان شمس، دزد زده و آنها را برهنه كرده و تمام مال و حال آنها را برده. صبح كه از كاروانسرا بيرون آمديم، تخميناً نيم فرسخى كه از كاروانسرا دور شديم، ديديم هفت نفر برهنه با يكتاى زير جامه دارند مىگردند و جستجوى اسباب خود مىكنند. شايد چيزى از دست دزدها افتاده باشد، به دست آنها آيد، گفتند: اينها آن زوّارى هستند كه ديشب برهنهشان كردهاند و گفتند حاجى هم بودهاند. خدا حفظ كند. راه عربستان خيلى مغشوش است. همين كه شب سردست آيد، مشكل است بيرون آمدن. منزل در كربلا در مراجعت، همان منزل اول است كه خانه حاجى ميرزا احمد شيرازى باشد.
روز دوشنبه بيست و ششم [ربيع الاول] در كربلاى معلى بوديم. صبح ملا هاشم آمد ديدن. بعد از ظهر جناب آقا ميرزا على [هندى]. عصر را حرم مشرف شدم. جاى