218برمىدارند؛ اما در روسيه و مكه و مدينه ابداً رواجى نداشت. به اين پستا كه مىروند اربعين [246] به كربلا نمىرسند، براى بيست و هشتم ان شاءلله تعالى مىرسند.
راه امروز ماسه داشت و ريگ و سنگ هم داشت. ماسهاش خيلى كمتر از ديروز بود. پستى و بلندى هم قدرى داشت. هوا ديشب و امروز خوب بود؛ گرم چندانى نبود. اين طورها كه از گرمى اين راهها بخصوص از جبل به نجف مىگفتند، ما هنوز نديدهايم، بلكه به عكسش را ديديم. بعد از اين را نمىدانم چه طور خواهد بود. الحكم لله و الامر اليه. از صبح تا به حال باد مىآيد، و بعضى وقتها شدّتى داشت، عصرى تخفيفى يافته.
روز دوشنبه چهاردهم [صفر] دو ساعت به صبح مانده از خضره كوچ كرديم و نماز صبح را در راه كرديم. تخميناً يك ساعت متجاوز از ظهر گذشته رسيديم به منزل. مذكور شد راه دوازده فرسخ است. منزل بيابانى بود بىآب و آبادى، و زمينش از همين ماسههايى كه به كار زرگرى مىخورد، بود. بعضى مردم از آنها با خود برداشتند. ميرزا رضا هم يك كيسه برداشت. شخصى هم مرده بود؛ يعنى از حاجىها. براى او قبر مىكندند. ندانستم كيست. راه هم از اين ماسهها داشت؛ اما خيلى كمتر از منزل پيش بود. خيلى جاهاش سنگ و زمين ريگزار و خاك بود. بته براى خوراك شترها و براى سوخت همه، جا فراوان بود. در خود منزل هم بسيار بود. از همانها مردم سوزانيدند. آب بدى از منزل پيش داشتيم، از زيادتى پشكل، زرد رنگ بود. ناچار طبخ چاى و طبخ شام از همان كرديم. حقيقتا روى هم رفته، راه جبل بد راهى است؛ كانّه آبادى مطلقاً ندارد، مگر آنكه بعضى جاها. آب كثيف كمى دارد. امير هم كه از اخوه خود چه از پياده و چه از سواره و چه غنى و چه فقير نمىگذرد. حاجى جاسم حملهدار عصرى به چادر ما بود. ذكر كرد كه صد هزار تومان امساله از حاجىها گرفته.
لينه
روز سهشنبه پانزدهم [صفر] سه به صبح مانده كوچ كرديم از اين بيابان براى لينه. چهار از روز برآمده رسيديم. ظاهراً راه هشت فرسخ يا كمتر بود، و راه هم از اين ماسهها زياد داشت؛ اما هرچه رو به لينه مىشديم كمتر مىشد و تخميناً دو فرسخ يا