199رفتيم سر بقعه حليمه سعديه مرضعه حضرت رسول - صلى الله عليه و آله - بعد سر بقعه [216] بنات آن حضرت، يعنى ام كلثوم و زينب و رقيه، بعد سر بقعه بعضى از زوجات آن حضرت. نافع كه يكى از قراء سبعه است با مالك كه صاحب يكى از مذاهب اربعه عامه است، نيز در بقيع دفناند. عباس عم حضرت در بقعه ائمه بقيع در يك ضريح با ايشان دفن است. فاطمه بنت اسد - رضىالله عنها - نيز در آن بقعه است. مسجد كوچكى در بقيع ديديم. بعد از آن آمديم به منزل. و عصر تنگى رفتيم در بوستان شيخ على، ديدن حاجى ميرزا على نقى روضهخوان. نماز مغرب و عشا را آمديم به مسجد رسولالله - صلى الله عليه و آله - و بعد از نماز و زيارت آمديم، به منزل. بسيار شب خنك خوبى بود.
روز چهارشنبه يازدهم [محرم] بعد از نماز صبح رفتيم منزل حاجى محمد رضا هم كجاوهاى خودم به جهت روضهخوانى. بعد از آن رفتيم منزل حاجى ميرزا اسدالله و حاجى ميرزا رفيع. آقايان نايين. بعد از آن مشرف شديم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام - و سر قبر شيخ مرحوم و رفتيم به بيتالاحزان وجهى داديم و داخل بقعه شديم. بعد آمديم به منزل. امشب را مهمان حاجى سيفالله هستيم در بوستان شيخ على. بد بوستانى نيست. نخل بسيارى دارد. بيشتر پر از بار است. زمينش هم سبز و خرم است. شبدر و بعضى چيزهاى ديگر كِِشتهاند. حاجى سيفالله چلو و قورمه سبزى ترتيب داده بود. بعد از شام خوردن با چراغ و چند نفرى آمديم كه برويم به منزل و آنها برگردند. به دروازهاى كه رو به بقيع مىروند رسيديم. بسته بود. در را زدند. بعد از مدتى چند نفرى سر از برج بيرون كردند گفتند: در گشوده نمىشود، برگرديد. برگشتيم. در منزل حاجى سيفالله خوابيديم. صبح بعد از طلوع آفتاب و صرف چاى بيرون آمديم.
روز پنجشنبه دوازدهم [محرم] در مدينه طيبه بوديم. صبح بعد از مراجعت از منزل حاجى سيفالله رفتيم به روضه منوره. بعد از زيارت آمديم خدمت ائمه بقيع - عليهمالسّلام - و سر قبر شيخ امجد - اعلى الله مقامه - و سر قبور اشخاص مذكوره در روز عاشورا، و مراجعت نموديم به منزل. زنها خيلى صفا داده بودند منزل را. آب و جاروب خوبى كرده بودند. ميرزا رضا رفت پىخريد مأكولى. دهشاهى آب ماست ترشى گرفته بود، و يك هزار سه چهار قپهچى نان و يك دو پارهاى قپچى و يك هزار خرما و [218] دهشاهى گوشت براى شب. اينجا همه چيز گران است. عصرى نان آورده بودند درب منزل. حساب كرديم