99 وليد گفت: نه، خطابه سخنى متصل است، ولى كلام او نثر و جملات آن شبيه جملات خطابه نيست و بعضى از آن با بعض ديگر شباهت ندارد.
ابوجهل پرسيد: بنابراين آيا كلام او شعر است؟
وليد گفت: خير، من انواع و اقسام اشعار عرب را شنيدهام، سخن او شعر نيست.
ابوجهل سؤال كرد: پس چيست؟
وليد كه از جواب باز مانده بود و از طرفى سياهى قلب و كورى دل او مانع اقرار به حقانيت پيامبر(ص) شده بود، گفت: مرا تا فردا مهلتى ده كه فكر كنم.
فرداى آن روز قريش نزد وليد آمدند و پرسيدند: پاسخ پرسش ما چيست؟
وليد گفت: برويد و بگوييد سحر است! كلام او قلب مردم را تسخير كرده است.
پس از آن بود كه خداوند متعال اين آيه را دربارۀ او نازل كرد:
«ذَرْنِي وَ مَنْ خَلَقْتُ وَحِيداً» 1
مرا با كسى كه او را خود به تنهايى آفريدهام واگذار! 2